ارزش‌ جاري‌ دربرگيرنده‌ سه‌ نگرش‌ متفاوت‌ است‌ كه‌ عبارتند از ارزش‌ ورودي‌ (بهاي‌ جايگزيني‌)، ارزش‌ خروجي‌ (خالص‌ ارزش‌ فروش‌) و ارزش‌ اقتصادي‌ (ارزش‌ فعلي‌ جريانهاي‌ نقدي‌ مورد انتظار از كاربرد مستمر دارايي‌ و فروش‌ نهايي‌ آن‌ توسط‌ مالك‌ فعلي‌). در برخي‌ موارد از قبيل‌ ارزشيابي‌ سرمايه‌گذاري‌ در اوراق‌ بهادار نرخ‌بندي‌ شده‌، سه‌ نگرش‌ فوق‌الذكر به‌مبالغ‌ تقريباً نزديك‌ به‌هم‌ منجر مي‌شوند و تفاوت‌ آنها كم‌ بوده‌ و ناشي‌ از هزينه‌هاي‌ انجام‌ معامله‌ است‌. در ساير حالات‌ همچون‌ ارزيابي‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود خاص‌ واحد تجاري‌، تفاوت‌ بين‌ مقياسهاي‌ مختلف‌ ارزش‌ جاري‌ احتمالاً بااهميت‌ خواهد بود.

بايد قاعده‌ مشخص‌ و معقولي‌ براي‌ انتخاب‌ يكي‌ از مقياسهاي‌ مختلف‌ اندازه‌گيري‌ ارزش‌ جاري‌ دراختيار داشت‌.  معيار  " ارزش‌ براي‌ واحد تجاري‌ "   چنين‌ قاعده‌اي‌ را به‌ دست‌ مي‌دهد.  طبق‌ اين‌ قاعده‌،  ارزش‌ جاري‌ برابر اقل‌  " بهاي‌ جايگزيني‌ جاري‌ دارايي‌ و مبلغ‌ بازيافتني‌ "  آن‌ تعيين‌ مي‌گردد.

  " مبلغ‌ بازيافتني‌ "  دارايي‌ بالاترين‌ ارزشي‌ است‌ كه‌ مالك‌ فعلي‌ دارايي‌ مي‌تواند بدان‌ دست‌ يابد و برابر خالص‌ ارزش‌ فروش‌ دارايي‌ يا ارزش‌ اقتصادي‌ آن‌، هركدام‌ بيشتر است‌،  مي‌باشد.  " ارزش‌ براي‌ واحد تجاري‌ "   را مي‌توان‌ نوعي‌ به‌هنگام‌كردن‌ بهاي‌ تاريخي‌ با استفاده‌ از قاعده‌ سنتي‌ "بهاي‌ تمام‌ شده‌ يا كمتر " دانست‌.

در مورد داراييها،  ارزش‌ جاري‌ مناسب‌ طبق‌ قاعده‌  " ارزش‌ براي‌ واحد تجاري‌ "   انتخاب‌ مي‌شود. قاعده‌ مزبور، دارايي‌ را درصورت‌ بالاتر بودن‌ مبلغ‌ بازيافتني‌،  به‌ جاي‌ بهاي‌ تمام‌شده‌ تاريخي‌، به‌ بهاي‌ جايگزيني‌ ارزيابي‌ مي‌كند مشروط‌ به‌ آنكه‌ جايگزيني‌ دارايي‌ توجيه‌پذير باشد. اگر جايگزيني‌ دارايي‌ قابل‌ توجيه‌ نباشد،  دارايي‌ به‌ مبلغ‌ بازيافتني‌ ارزيابي‌ مي‌شود. كاربرد قاعده‌  " ارزش‌ براي‌واحد تجاري‌ "   در مورد بدهيها چندان‌ ضرورتي‌ ندارد چرا كه‌ ارزشهاي‌ مختلف‌ بدهي‌،  همگي‌ به‌ يك‌ ارزش‌ واحد ختم‌ مي‌شوند.

 

تعاريف

 

مبلغ‌ بازيافتني‌ : خالص‌ ارزش‌ فروش‌ يا ارزش‌ اقتصادي‌ يك‌ دارايي،‌ هركدام‌ که بيشتر است.

 

بهاي‌ جايگزيني‌:  عبارت‌ است‌ از مخارجي‌ كه‌ بايد براي‌ خريد يا ساخت‌ يك‌ قلم‌ موجودي‌ كاملاً مشابه‌ تحمل‌ شود.

 

خالص‌ ارزش‌ فروش‌‌:  عبارت‌ است‌ از بهاي‌ فروش‌ (بعد از كسر تخفيفات‌ تجاري‌ ولي‌ قبل‌ از تخفيفات‌ مربوط‌ به‌ تسويه‌ حساب‌) پس‌ از كسر:

الف‌ . مخارج‌ براوردي‌ تكميل‌، و

ب‌. مخارج‌ براوردي‌ بازاريابي‌، فروش‌ و توزيع‌.

 

ارزش‌ اقتصادي‌ : ارزش‌ فعلي‌ خالص جريانهاي‌ نقدي‌ آتي ناشي از کاربرد مستمر دارايي ازجمله جريانهاي نقدي ناشي از واگذاري نهايي آن.

 

ارزش‌ منصفانه‌ ‌:  مبلغي‌ است‌ كه‌ خريداري‌ مطلع‌ و مايل‌ و فروشنده‌اي‌ مطلع‌ و مايل‌ مي‌توانند در معامله‌اي‌ حقيقي‌ و در شرايط‌ عادي‌، يك‌ دارايي‌ را در ازاي‌ مبلغ‌ مزبور با يكديگر مبادله‌ كنند.

 

بهاي جايگزيني مستهلک شده : عبارت است از بهاي ناخالص جايگزيني يک دارايي (يعني بهاي جاري جايگزيني يک دارايي نو با توان خدمت‌دهي مشابه) پس از کسر استهلاک مبتني بر بهاي مزبور و مدت استفاده شده از آن دارايي.

 

بهاي‌ تمام‌ شده‌ : مبلغ‌ وجه‌ نقد يا معادل‌ نقد پرداختي‌ و يا ارزش‌ منصفانه‌ ساير مابه‌ازاهايي‌ كه‌ جهت‌ تحصيل‌ يك‌ دارايي‌ در زمان‌ تحصيل‌ يا ساخت آن واگذار شده‌ است‌ و در صورت مصداق، مبلغي که براساس الزامات خاص ساير استانداردهاي حسابداري (مانند مخارج تأمين مالي) به آن دارايي تخصيص يافته است.

 

مبلغ‌ دفتري‌ : مبلغي‌ كه‌ دارايي‌ پس از كسر استهلاك‌ انباشته‌ و زيان‌ كاهش‌ ارزش‌ انباشته مربوط‌ ، به‌ آن‌ مبلغ‌ در ترازنامه منعکس مي‌شود.

 

ناخالص مبلغ دفتري :  بهاي تمام شده دارايي يا ساير مبالغ جايگزين بهاي تمام شده

 

مبلغ‌ استهلاك‌پذير : بهاي‌ تمام‌ شده‌ دارايي‌ يا ساير مبالغ‌ جايگزين‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ در صورتهاي‌ مالي‌ ، به‌ كسر ارزش‌ باقيمانده‌ آن.

 

ارزش‌ باقيمانده : مبلغ‌ برآوردي که واحد تجاري  در حال حاضر مي‌تواند از واگذاري دارايي پس از كسر مخارج برآوردي واگذاري بدست آورد، با اين فرض که دارايي در وضعيت متصور در پايان عمر مفيد باشد.

 

ارزش‌ باقيمانده‌ تضمين‌ شده :  عبارت‌ است‌ از:

الف.در مورد اجاره‌كننده‌، آن‌ بخش‌ از ارزش‌ باقيمانده‌ دارايي‌ كه‌ توسط‌ اجاره‌كننده‌ يا شخص‌ وابسته‌ به‌ وي‌ تضمين‌ گرديده‌ است‌ (مبلغ‌ تضمين‌ شده‌ حداكثر مبلغي‌ است‌ كه‌ مي‌تواند تحت‌ هر شرايطي‌ قابل‌ پرداخت‌ باشد)، و

ب‌.در مورد اجاره‌دهنده‌، آن‌ بخش‌ از ارزش‌ باقيمانده‌ دارايي‌ كه‌ توسط‌ اجاره‌كننده‌ يا شخص‌ ثالثي‌ تضمين‌ شده‌ است‌.

 

ارزش‌ باقيمانده‌ تضمين‌ نشده : عبارت‌ است‌ از آن‌ بخش‌ از ارزش‌ باقيمانده‌ دارايي‌ كه‌ اجاره‌دهنده‌ نسبت‌ به‌ تحقق‌ آن‌ اطمينان‌ كافي‌ ندارد يا تنها توسط‌ شخص‌ وابسته‌ به‌ اجاره‌دهنده‌ تضمين‌ شده‌ است‌.

+ نوشته شده توسط صادق قربانی |

صورت سود و زيان: عملكرد مالي‌ واحد تجاري‌ دربرگيرنده‌ بازده‌ حاصل‌ از منابع‌ تحت‌ كنترل‌ واحد تجاري‌ است‌. اطلاعات‌ درباره‌ عملكرد مالي‌ درصورت‌ سود و زيان‌ و صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ ارائه‌ مي‌شود.

 

صورت‌ سود و زيان‌ بايد حداقل‌ 10 قلم اصلي‌ زير باشد :

الف‌ . درآمدهاي‌ عملياتي‌

ب‌  . هزينه‌هاي‌ عملياتي‌

ج‌  . سود يا زيان‌ عملياتي‌

د . هزينه‌هاي‌ مالي‌

ه  . ساير درآمدها و هزينه‌هاي‌ غيرعملياتي‌

و  . ماليات‌ بردرآمد

ز  . سود يا زيان‌ فعاليتهاي‌ عادي‌

ح‌  . اقلام‌ غيرمترقبه‌

ط‌  . سهم‌ اقليت‌

ي‌  . سود يا زيان‌ خالص‌

 

درآمدها و هزينه هاي صورت سود و زيان به سه دسته كلي تقسيم مي شوند:

1-     درآمدها و هزينه هاي عملياتي: اقلامي كه مستقيما به موضوع واحد تجاري مربوط هستند و به عبارت ديگر ماهيت آنها عادي است در ضمن بطور مستمر بوقوع مي پيوندند. اقلام عملياتي بصورت ناخالص در صورت سود و زيان گزارش مي شوند يعني درآمدها و هزينه هاي عملياتي با هم تهاتر نمي شوند.

2-     درآمدها و هزينهاي غيرعملياتي: اقلامي هستند كه ماهيت آنها غيرعادياست اما بطور مستمر بوقوع مي پيوندند. اين اقلام بصورت خالص در صورت سود و زيان منعكس مي گردند.

3-     اقلام غيرمترقبه: اقلامي‌ با اهميت‌ و بسيار غير معمول‌ است‌ كه‌ منشأ آن‌ رويدادهايي‌ خارج‌ از فعاليتهاي‌ عادي‌ شركت‌ مي‌باشد و انتظار نمي‌رود به‌طور مكرر يا منظم‌ واقع‌ شود.. اين اقلام به مبلغ خالص پس از كسر ماليات نشان داده مي شوند.

صورت سود و زيان انباشته در زير صورت سود و زيان آورده مي شود و به عنوان يك صورت جداگانه نشان داده نمي شود. در زير نمونه اي از آن نشان داده مي شود:

سود خالص سال مالي

 

**

سود انباشته ابتداي دوره

**

 

تعديلات سنواتي

**

 

سود انباشته اصلاح شده طي دوره

 

**

ساير اقلامي كه به سود انباشته منظر شده اند مثل تجديد ارزيابي

 

**

سود قابل تقسيم

 

**

سود سهام پيشنهادي

(**)

 

تخصيص به اندوخته ها

(**)

 

 

 

(**)

سود انباشته پايان سال

 

**

 

صورت سود و زيان جامع : صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ به‌ عنوان‌ يك‌ صورت‌ مالي‌ اساسي‌ ،  بايد كل‌ درآمدها و هزينه‌هاي‌ شناسايي‌ شده‌ طي‌ دوره‌ را كه‌ قابل‌ انتساب‌ به‌ صاحبان‌ سرمايه‌ است‌ ،  به‌ تفكيك‌ اجزاي‌ تشكيل‌دهنده‌ آنها نشان‌ دهد. به عبارت ديگر تمام اقلامي كه حقوق صاحبان سهام را تغيير مي دهند بغير از آورده و ستانده صاحبان سهام در آن نمايش داده مي شود.

صورت سود و زيان كامل براساس نظريه شمول كلي تهيه مي گردد. طبق نظريه عملكرد جاري فقط اقلام مستمر در صورت سود و زيان نشان داده مي شوند و اقلام غير مترقبه بايد به حساب سود و زيان انباشته بروند.چ

 

صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ بايد موارد زير را به‌ ترتيب‌ نشان‌ دهد:

الف‌. سود يا زيان‌ خالص‌ دوره‌ طبق‌ صورت‌ سود و زيان‌.

ب‌ . ساير درآمدها و هزينه‌هاي‌ شناسايي‌ شده‌ كه طبق استانداردهاي حسابداري مستقيما در حقوق صاحبان سهام منعكس مي شوند مانند مازاد تجديد ارزيابي، سود و زيان تسعير ارز شركت فرعي خارجي يا سود و زيان تحقق نيافته سرمايه گذاري بلندمدت

ج‌ . تعديلات‌ سنواتي‌.

 

هرگاه‌ اجزاي‌ صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ محدود به‌ سود يا زيان‌ خالص‌ دوره‌ و تعديلات‌ سنواتي‌ باشد،  ارائـه‌ صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ ضرورتي‌ ندارد. در چنين‌ حالتي‌ بايد در يادداشتي‌ ذيل‌ صورت‌ سود و زيان‌ دوره‌ ،  عدم‌ لزوم‌ ارائـه‌ صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ افشا شود.

 

نمونه صورت سود و زيان جامع:

 

 

سود خالص سال

**

مازاد تحقق نيافته ناشي از تجديد ارزيابي دارايي ثابت

**

سود يا زيان تحقق نيافته سرمايه گذاري بلندمدت

**

سود يا زيان تسعير ارز شركت خارجي

**

سود جامع سال مالي

**

تعديلات سنواتي

**

سود جامع شناسايي شده از تاريخ گزارشگري قبلي

**

 

      

 

اقلام‌ استثنايي در صورت سود و زيان:

اقلام استثنايي‌ بايد در محاسبه‌ سود يا زيان‌ فعاليتهاي‌ عادي‌ منظور شود. مبلغ‌ هر قلم‌ استثنايي‌ (منفرداً  يا در صورت‌ تشابه‌ نوع‌، در مجموع‌) بايد به‌طور جداگانه‌ و ترجيحاً در متن‌ صورت‌ سود و زيان‌ تحت‌ سرفصل‌ درآمد يا هزينه‌ مربوط‌ منعكس‌ گردد  . اعم‌ از اينكه‌ انعكاس‌ اين‌ اقلام‌ در متن‌ صورت‌ سود و زيان‌ يا در يادداشتهاي‌ توضيحي‌ صورت‌ گيرد ،  اين‌ اقلام‌ بايد به‌ عنوان‌ اقلام‌ استثنايي‌ قابل‌ تشخيص‌ باشد و اين‌گونه‌ تصريح‌ گردد  . شرح‌ مناسبي‌ در مورد هر يك‌ از اقلام‌ استثنايي‌ جهت‌ درك‌ ماهيت‌ اين‌ اقلام‌ ضروري‌ است‌ . نمونه‌ اقلامي‌ كه‌ ممكن‌ است‌ درصورت‌ بااهميت‌ بودن‌، استثنايي‌ تلقي‌ شود عبارت‌ است‌ از :               

الف‌ . زيانهاي‌ ناشي‌ از بلاياي‌ طبيعي‌ در مناطقي‌ كه‌ وقوع‌ آنها به‌طور متناوب‌ انتظار مي‌رود

ب‌ .   هزينه‌هاي‌ اخراج‌ دسته‌ جمعي‌ كاركنان‌ شاغل‌ در بخشهاي‌ فعال‌ واحد تجاري‌

ج‌ .    هزينه‌هاي‌ تجديد سازمان‌

د .     به‌ هزينه‌ بردن‌ داراييهاي‌ نامشهود خارج‌ از فرايند استهلاك‌

ه .     زيان‌ انتقال‌ صنايع‌ مزاحم‌ به‌ خارج‌ از محدوده‌ شهرها، طبق‌ مقررات‌ جاري‌

و .     كمكهاي‌ بلاعوض‌ غيرسرمايه‌اي‌ دريافتي‌ و كمكهاي‌ بلاعوض‌ پرداختي‌

ز .     سود يا زيان‌ فروش‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود و سرمايه‌گذاريهاي‌ بلندمدت‌

ح‌ .    سود يا زيان‌ فروش‌ يا توقف‌ عمليات‌ يك‌ بخش‌ از واحد تجاري‌

ط‌ .    هزينـه‌هـاي‌ غيرمعمول‌ مربوط‌ به‌ مطالبـات‌ مشكوك‌الوصـول‌ و كاهش‌ ارزش‌ موجـودي‌ موادوكالا

ي‌ .   ذخيره‌هاي‌ غيرمعمول‌ براي‌ زيانهاي‌ ناشي‌ از پيمانهاي‌ بلندمدت‌

ك‌ .    وجوه‌ مازاد ناشي‌ از حل‌ و فصل‌ ادعاي‌ خسارت‌ از شركتهاي‌ بيمه‌

ل‌ .    هزينه‌هاي‌ جذب‌ نشده‌ ناشي‌ از عدم‌ دستيابي‌ به‌ ظرفيت‌ معمول‌ (عملي‌) مورد انتظار و ضايعات‌ غيرعادي‌

م‌ .    سود يا زيان‌ ناشي‌ از حل‌ و فصل‌ دعاوي‌ برله‌ يا عليه‌ شركت‌.

 

توقف‌ عمليات‌ يك‌ بخش‌ از واحد تجاري‌:

يك بخش از واحد تجاري عبارت است از جزئي از عمليات واحد تجاري يا گروه كه اهميت نسبي دارد و بطور جاگانه قابل شناسايي است و فعاليتها و دارائيها و نتايج مربوط به آن را بتوان به وضوح از بقيه فعاليتهاي واحد تجاري تميز داد.

در صورت‌ توقف‌ عمليات‌ يك‌ بخش‌ از واحد تجاري‌ لازم‌ است‌ نتايج‌ عمليات‌ بخش‌ متوقف‌ شده‌ از جمله‌ سود يا زيان‌ حاصل‌ از واگذاري‌  آن‌ بخش‌  به‌ طور جداگانه‌ در صورت‌ سود و زيان‌ منعكس‌ شود. براي‌ اين‌ منظور درآمدها و هزينه‌هاي‌ عملياتي‌ مربوط‌ به‌ بخش‌ متوقف‌ شده‌ بايد در سرفصلهاي‌ مربوط‌ و ترجيحاً در متن‌ صورت‌ سود و زيان‌ به‌طور جداگانه‌ نمايش‌ يابد. همچنين‌ سود يا زيان‌ حاصل‌ از واگذاري‌ بخش‌ متوقف‌ شده‌،  پس‌ از تهاتر كليه‌ ذخاير مربوط‌ به‌ هزينه‌هاي‌ غير قابل‌ بازيافت‌ عمليات‌ توقف‌، بايد پس‌ از سود (زيان‌)  عملياتي‌ در صورت‌ سود و زيان‌ منعكس‌ شود.

زيان حاصل از واگذاري يك بخش از واحد تجاري بايد در تاريخ تصميم به واگذاري و سود حاصل از واگذاري بايد در تاريخ واگذاري در حسابها منظور شود. براي واحدهايي كه مي خواهند واگذار شوند و فرايند واگذاري همراه با زيان خواهد بود، سود فعاليت بخش واگذاري از زمان تصميم به واگذاري تا زمان واگذاري فقط تا ميزان زيانهاي قابل شناسايي ناشي از واگذاري قابل شناسايي مي باشد و بقيه اين سود تنها در زمان تحقق به عنوان درامد محسوب خواهد شد.

، افشاي‌ موارد زير در رابطه‌ با توقف‌ عمليات‌ يك‌ بخش‌ واحد تجاري‌ ضروري‌ است‌ :

 الف‌. ماهيت‌ و مشخصات‌ عمليات‌ متوقف‌ شده‌،

  ب‌ . تاريخ‌ مؤثر توقف‌ عمليات‌ براي‌ مقاصد حسابداري

  ج‌ .  نحوه‌ توقف‌ عمليات‌ (فروش‌ يا كنارگذاري‌).

 

+ نوشته شده توسط صادق قربانی |

هدف‌ صورتهاي‌ مالي‌ عبارت‌ از ارائـه‌ اطلاعاتي‌ تلخيص‌ و طبقه‌بندي‌ شده‌ درباره‌ وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ است‌ كه‌ براي‌ طيفي‌ گسترده‌ از استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ در اتخاذ تصميمات‌ اقتصادي‌ مفيد واقع‌ گردد. . اعتقاد براين‌ است‌ كه‌ هرگاه‌ صورتهاي‌ مالي‌ معطوف‌ به‌ تأمين‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ سرمايه‌گذاران‌ باشد ،  اكثر نيازهاي‌ ساير استفاده‌كنندگان‌ را نيز در حد توان‌ برآورده‌ مي‌كند بنابراين هدف اصلي گزارشگري مالي تهيه اطلاعات مفيد جهت تصميم گيريهاي سرمايه گذاري و اعتباردهي مي باشد.

اتخاذ تصميمات‌ اقتصادي‌ توسط‌ استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ مستلزم‌ ارزيابي‌ توان‌ واحد تجاري‌ جهت‌ ايجاد وجه‌ نقد و زمان‌ و قطعيت‌ ايجاد آن‌ است‌.  ارزيابي‌ توان‌ ايجاد وجه‌ نقد از طريق‌ تمركز بر وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و جريانهاي‌ نقدي‌ واحد تجاري‌ و استفاده‌ از آنها در پيش‌بيني‌ جريانهاي‌ نقدي‌ مورد انتظار و سنجش‌ انعطاف‌پذيري‌ مالي‌، تسهيل‌ مي‌گردد.

واحدگزارشگر: به‌ يك‌ واحد تجاري‌ منفرد يا گروه‌ واحدهاي‌ تجاري‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ موضوع‌ يك‌ مجموعه‌ صورتهاي‌ مالي‌ مشخص‌ است‌ كه‌ بنابر الزامات‌ قانوني‌، قراردادي‌ يا عرفي‌ و به‌منظور رفع‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ استفاده‌كنندگان‌ تهيه‌ و ارائه‌ مي‌شود.

 

يك‌ مجموعه‌ كامل‌ صورتهاي‌ مالي‌ شامل‌ ترازنامه‌، صورت‌ سود و زيان‌، صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ و صورت‌ جريان‌ وجوه‌ نقد (كه‌ از اين‌ به‌ بعد صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌ ناميده‌ مي‌شود) و يادداشتهاي‌ توضيحي‌ مي‌باشد. مسئوليت‌ تهيه‌ و ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ با هيأت‌مديره‌ يا ساير اركان‌ اداره‌كننده‌ واحد تجاري‌ است‌.

 

ترازنامه: وضعيت‌ مالي‌ يك‌ واحد تجاري‌ دربرگيرنده‌ منابع‌ اقتصادي‌ تحت‌ كنترل‌ آن‌،  ساختار مالي‌ آن‌، ميزان‌ نقدينگي‌ و توان‌ بازپرداخت‌ بدهيها و ظرفيت‌ سازگاري‌ آن‌ با تغييرات‌ محيط‌ عملياتي‌ است‌. اطلاعات‌ درباره‌ وضعيت‌ مالي‌ در ترازنامه‌ ارائه‌ مي‌شود.

ترازنامه‌ بايد حداقل‌ حاوي‌ اقلام‌ اصلي‌ زير باشد:

 الف‌ . داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود

 ب‌   . داراييهاي‌ نامشهود

 ج‌   . سرمايه‌گذاريها

 د   . موجودي‌ مواد و كالا

 ه  . حسابها و اسناد دريافتني‌ تجاري‌ و ساير حسابهاو اسناد دريافتني‌

 و   . موجودي‌ نقد

 ز   . حسابها و اسناد پرداختني‌ تجاري‌ و ساير حسابها و اسناد پرداختني‌

 ح‌  . ذخيره‌ ماليات‌ ،

 ط‌  . ذخيره‌ مزاياي‌ پايان‌ خدمت‌ كاركنان‌

 ي‌  . بدهيهاي‌ بلندمدت‌

 ك‌  . سهم‌ اقليت‌

 ل‌   . سرمايه‌ و اندوخته‌ها

 

صورت سود و زيان: عملكرد مالي‌ واحد تجاري‌ دربرگيرنده‌ بازده‌ حاصل‌ از منابع‌ تحت‌ كنترل‌ واحد تجاري‌ است‌. اطلاعات‌ درباره‌ عملكرد مالي‌ درصورت‌ سود و زيان‌ و صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ ارائه‌ مي‌شود.

صورت‌ سود و زيان‌ بايد حداقل‌ شامل 10 قلم باشد :

الف‌ . درآمدهاي‌ عملياتي‌

ب‌  . هزينه‌هاي‌ عملياتي‌

ج‌  . سود يا زيان‌ عملياتي‌

د . هزينه‌هاي‌ مالي‌

ه  . ساير درآمدها و هزينه‌هاي‌ غيرعملياتي‌

و  . ماليات‌ بردرآمد

ز  . سود يا زيان‌ فعاليتهاي‌ عادي‌

ح‌  . اقلام‌ غيرمترقبه‌

ط‌  . سهم‌ اقليت‌

ي‌  . سود يا زيان‌ خالص‌

 

صورت سود و زيان جامع : صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ به‌ عنوان‌ يك‌ صورت‌ مالي‌ اساسي‌ ،  بايد كل‌ درآمدها و هزينه‌هاي‌ شناسايي‌ شده‌ طي‌ دوره‌ را كه‌ قابل‌ انتساب‌ به‌ صاحبان‌ سرمايه‌ است‌ ،  به‌ تفكيك‌ اجزاي‌ تشكيل‌دهنده‌ آنها نشان‌ دهد. به عبارت ديگر تمام اقلامي كه حقوق صاحبان سهام را تغيير مي دهند بغير از آورده و ستانده صاحبان سهام در آن نمايش داده مي شود.

 

صورت جريان وجه نقد: اطلاعات‌ در مورد جريانهاي‌ نقدي‌ درصورت‌ جريان‌ وجوه‌ نقد ارائه‌ مي‌شود.  اين‌ اطلاعات‌ از جنبه‌اي‌ ديگر عملكرد مالي‌ واحد تجاري‌ را از طريق‌ انعكاس‌ مبالغ‌ و منابع‌ اصلي‌ جريانهاي‌ ورودي‌ و خروجي‌ وجه‌ نقد به‌ نمايش‌ مي‌گذارد.  

 

يادداشتهاي‌ توضيحي:‌ يادداشتهاي‌ توضيحي‌ و صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌ يك‌ مجموعه‌ بهم‌پيوسته‌ مي‌باشند.  نقش‌ يادداشتهاي‌ توضيحي‌، برجسته‌ نمودن‌ و تشريح‌ اقلام‌ مندرج‌ در صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌ است‌. افشاي‌ اطلاعات‌ در يادداشتهاي‌ توضيحي‌،  نمي‌تواند ارائه‌ نادرست‌ يا حذف‌ اطلاعات‌ در صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌ را تصحيح‌ يا توجيه‌ كند.

 

اقلام اصلي صورتهاي مالي :

1-    دارايي : حقوق نسبت به منافع اقتصادي آتي يا ساير راههاي دستيابي مشروع به آن منافع كه در نتيجه معاملات يا ساير رويدادهاي گذشته به كنترل واحد تجاري درآمده است.

2-      بدهي : تعهد انتقال منافع اقتصادي توسط واحد تجاري ناشي از معاملات يا ساير رويدادهاي گذشته است.

3-      حقوق صاحبان سرمايه: باقيمانده‌كسر جمع‌ بدهيهاي‌ واحد تجاري‌ از جمع‌ داراييهاي‌ آن‌

4-      درآمد: عبارتست‌ از افزايش در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ بجز مواردي‌ كه‌ به‌ آورده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ مربوط‌ مي‌شود.

5-      هزينه‌:عبارتست‌ از كاهش در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ بجز مواردي‌ كه‌ به‌ ستانده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ مربوط‌ مي‌شود.

6-      آورده‌ صاحبان‌ سرمايه‌: افزايش‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ ناشي‌ از سرمايه‌گذاري‌ در واحد تجاري‌ جهت‌ كسب‌ يا افزايش‌ حقوق‌ مالكانه را گويند.

7-    ستانده‌ صاحبان‌ سرمايه‌: كاهش‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ ناشي‌ از انتقال‌ داراييها به‌صاحبان‌ سرمايه‌ يا ايجاد بدهي‌ در قبال‌ آنها به‌منظور كاهش‌ حقوق‌ مالكانه‌ و يا توزيع‌ سود را گويند.

 

+ نوشته شده توسط صادق قربانی |

شناخت‌: متضمن‌مشخص‌كردن‌ عنوان‌ و مبلغ‌ پولي‌ يك‌عنصر و احتساب‌ آن‌ مبلغ‌ در جمع‌ اقلام‌ صورتهاي‌ مالي‌ است‌. شناخت‌ از نقطه‌اي‌ آغاز مي‌شود كه‌ يك‌ رويداد گذشته‌ موجب‌ تغييري‌ قابل‌ اندازه‌گيري‌ در داراييها يا بدهيهاي‌ واحد تجاري‌ شود بديهي است كه رويداد آغازگر شناخت‌ بايد قبل‌ از تاريخ‌ ترازنامه‌ اتفاق‌ افتاده‌ باشد.

 

شناخت‌ داراييها و بدهيها در سه‌ مرحله‌ انجام‌ مي‌شود:شناخت‌ اوليه، تجديد اندازه‌گيري‌ بعدي، قطع‌ شناخت

 

معيارهاي‌ شناخت‌

شناخت‌ اوليه‌

يك‌ عنصر بايد در صورتهاي‌ مالي‌ شناسايي‌ شود اگر:

 الف‌ ـ شواهد كافي‌ مبني‌بر وقوع‌ تغيير در داراييها يا بدهيهاي‌ مستتر درآن‌ عنصر (ازجمله‌ درصورت‌ لزوم‌، شواهدي‌ مبني‌بر اينكه‌ يك‌ جريان‌ آتي‌ ورودي‌ يا خروجي‌ منافع‌ اتفاق‌ خواهد افتاد)  وجود داشته‌ باشد

ب‌ ـ آن‌ قلم‌ را بتوان‌ با قابليت‌ اتكاي‌ كافي‌ به‌ مبلغ‌ پولي‌ اندازه‌گيري‌ كرد.

 

 تجديد اندازه‌گيري‌ بعدي‌

تغيير در مبلغ‌ دفتري‌ دارايي‌ يا بدهي‌ بايد شناسايي‌ شود اگر:

 الف‌ ـ شواهد كافي‌ مبني‌بر وقوع‌ تغيير در مبلغ‌ دارايي‌ يا بدهي‌ وجود داشته‌ باشد

 ب‌ ـ مبلغ‌ جديد دارايي‌ يا بدهي‌ را بتوان‌ با قابليت‌ اتكاي‌ كافي‌ اندازه‌گيري‌ كرد.

 

قطع‌ شناخت‌

ادامه‌ شناخت‌ يك‌ دارايي‌ يا بدهي‌ در صورتهاي‌ مالي‌ بايد قطع‌ شود اگر شواهد كافي‌ مبني‌بر دستيابي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ يا تعهد انتقال‌ منافع‌ اقتصادي‌ (ازجمله‌ درصورت‌ لزوم‌، شواهدي‌ مبني‌ براينكه‌ جريان‌ آتي‌ ورودي‌ يا خروجي‌ منافع‌ اتفاق‌ خواهد افتاد) ديگر وجود نداشته‌ باشد.

 

شناخت‌ درآمد و هزينه‌

در هر مرحله‌ از فرايند شناخت‌، درصورتي‌ كه‌ يك‌ تغيير در جمع‌ داراييها با تغييري‌ مساوي‌ و متقابل‌ در جمع‌ بدهيها يا آورده‌ و ستانده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ خنثي‌ نشده‌ باشد، درآمد يا هزينه‌اي‌ حاصل‌ مي‌شود.

شناخت‌ درآمد متضمن‌ ملاحظه‌ اين‌ امر است‌ كه‌ آيا شواهد كافي‌ مبني‌بر وقوع‌ يك‌ افزايش‌ درخالص‌ داراييها (يعني‌ حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌) قبل‌ از پايان‌ دوره‌ مورد گزارش‌ وجود دارد ياخير

 شناخت‌ هزينه‌ متضمن‌ ملاحظه‌ اين‌ امر است‌ كه‌ آيا شواهد كافي‌ مبني‌بر وقوع‌ كاهش‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ قبل‌ از پايان‌ دوره‌ مورد گزارش‌ وجود دارد يا خير.  اعمال‌ احتياط‌ موجب‌ مي‌گردد كه‌ براي‌ شناخت‌ هزينه‌ در مقايسه‌ با شناخت‌ درآمد، به‌ شواهد وقوع‌ و ميزان‌ اتكاپذيري‌ اندازه‌گيري‌ كمتري‌ نياز باشد.  

هرگاه‌ نتوان‌ بين‌ مخارج‌ انجام‌ شده‌ و ايجاد درآمدهاي‌ مشخص‌ در آينده‌ ارتباط‌ موجهي‌ برقرار نمود، مخارج‌ مزبور بايد در دوره‌ وقوع‌، به‌عنوان‌ هزينه‌ شناسايي‌ شود.   اين‌ گونه‌ مخارج‌ شامل‌ مبالغي‌ است‌ كه‌ به‌ انتظار منافع‌ آتي‌ خرج‌ شده‌ ليكن‌ رابطه‌ آنها با اين‌ منافع‌ درحدي‌ دچار ابهام‌ است‌ كه‌ شناسايي‌ يك‌ دارايي‌ را مجاز نمي‌شمرد.  ازجمله‌اين‌ مخارج‌، مي‌توان‌ از برخي‌ مخارج‌ تحقيق‌ و توسعه‌ نام‌ برد.

 

نكته: استفاده‌ از براوردهاي‌ معقول‌ در تهيه‌ صورتهاي‌ مالي‌ امري‌ عادي‌ است‌ و به‌شرط‌ آنكه‌ بتوان‌ براوردي‌ معقول‌ از يك‌قلم‌ انجام‌ داد،  آن‌قلم‌ بايد شناسايي‌ شود

 

نكته: قبل‌ از اجراي‌ مفاد قرارداد، يك‌ دارايي‌ (يابدهي‌) به‌استناد قرارداد قابل‌ شناسايي‌ است‌، به‌شرط‌ آنكه‌ معيارهاي‌ عمومي‌ شناخت‌ رعايت‌ شده‌ باشد، يعني‌:

 الف‌ ـ شواهد كافي‌ مبني‌بر جريان‌ آتي‌ منافع‌ وجود داشته‌ باشد.  اين‌ امر مستلزم‌ اين‌ است‌ كه‌ بتوان‌ قرارداد را در عمل‌ به‌اجرا درآورد و طرفين‌ به‌سهولت‌ و بدون‌ تحمل‌ جريمه‌ قابل‌ ملاحظه‌ نتوانند قرارداد را فسخ‌ كنند.

ب‌ ـ مبلغ‌ قرارداد را بتوان‌ با قابليت‌ اتكاي‌ كافي‌ اندازه‌گيري‌ نمود.  اين‌ معيار در مورد قراردادهايي‌ صدق‌ مي‌كند كه‌ موضوع‌ آنها خريد و فروش‌ اقلامي‌ باشد كه‌ ارزش‌ بازار مشخص‌ دارند و لذا ممكن‌ است‌ در مورد محصولات‌ خاص‌ كه‌ طبق‌ سفارش‌ ساخته‌ مي‌شود، صدق‌ نكند.

اتكاپذيري‌ اندازه‌گيري‌ تحت‌ تأثير سه‌ عامل‌ است‌:

الف‌ ـ توانايي‌ اندازه‌گيري‌ منافع‌ مستتر در قلم‌ مورد نظر برحسب‌ مبالغ‌ پولي‌،

ب‌  ـ تغييرپذيري‌ ميزان‌ اين‌ منافع‌ (پراكندگي‌ سطوح‌ مختلف‌ منافع‌ و نيز احتمال‌ وقوع‌ يك‌ سطح‌ منفعت‌ خاص‌)، و

ج ـ وجود يك‌ مبلغ‌ حداقل‌.

 

مباني شناخت و اندازه گيري:

الف- مفروضات بنياني: تفكيك شخصيت، تداوم فعاليت، دوره مالي، واحد اندازه گيري

ب- اصول حسابداري: اصل بهاي تمام شده، اصل شناخت درآمد، اصل تطابق، اصل افشا

ج- اصول محدودكننده: محافظه كاري، اهميت، فزوني منافع بر مخارج، خصوصيات صنعت

 

مفروضات بنياني:

فرض  تفکیک شخصیت( Separate Entity Assumption):  یعنی هر واحد اقتصادی به عنوان یک واحد مستقل از مالک یا مالکان آن و نیز جدا از موسسات دیگر در نظر گرفته می شوند.

فرض تداوم فعالیت( Going Concern Assumption): یعنی واحد اقتصادی تا آینده قابل پیش بینی به فعالیتهای خود ادامه دهد مگر آنکه عکس آن ثابت شود.

فرض دوره مالی(Time- Period Assumption): عمر یک واحد اقتصادی به دوره های زمانی نسبتا کوتاهی به نام دوره حسابداری تقسیم می شود.این دوره ها ممکن است یک ماهه، سه ماهه، شش ماهه یا یکساله باشد. اما متداولترین آنها دوره مالی یکساله است که اصطلاحا سال مالی خوانده می شود. اين امر قابلیت مقایسه را فراهم کرده و امکان سنجش و ارز یابی نتایج حاصل از فعالیتهای موسسات اقتصادی را در دوره های زمانی مختلف ایجاد میکند.

فرض واحد اندازه گیری(Unit-of- measure Assumption): یعنی عملیات، معاملات و رویدادهای مالی باید بر حسب پول مورد سنجش قرار گرفته و گزارش شود.

 

اصول حسابداري:

اصل بهای تمام شده (Cost Principle) : طبق این اصل، داراییهای تحصیل شده در مبادلات باید به جای قیمتهای جاری بازار، بر حسب بهای تمام شده ثبت و بر همین اساس نیز در صورتهای مالی منعکس كرد. بهای تمام شده که به آن بهای تمام شده تاریخی نیز می گویند مبلغی است که نشان دهنده ارزش اقلام تحصیل شده در معاملات حقیقی و شرایط عادی بوده و به هیچ وجه مبتنی بر برآورد و یا حدس و گمان نمی باشد.

اصل شناخت درامد(Revenue Realization Principle) : بر اساس  این اصل درآمد هنگامی شناسایی می شود که فرآیند کسب سود کامل شده باشد و مبادله ای انجام گرفته باشد . البته در قراردادهای بلندمدت پیمانکاری، درآمد متناسب با پیشرفت کار یا خدمات مورد قرارداد و قبل از تکمیل عملیات شناسایی می شود که استثنایی بر اصل تحقق درآمد تلقی می گردد.

اصل تطابق  (Matching Principle) : هزینه های یک دوره مالی بايد از درآمدهای همان دوره كسر گردد.

اصل افشا (Disclosure Principle): واحدهای اقتصادی موظفند کلیه واقعیتها و اطلاعات با اهمیت مربوط به فعالیتهای مالی خود را به نحو مناسب در متن مناسب در متن صورتهای مالی اساسی و در صورت عدم امکان, در یادداشتهای پیوست صورتهای مالی گزارش و افشا نمایند.

 

اصول محدودكننده:

محافظه کاری ((Conservatism : واحدهای تجاری نباید از روشهایی استفاده نمایند که آن روشها درآمدها و داراییها را بیش از واقع و هزینه ها و بدهیها را کمتز از واقع نمایش دهد.

اهمیت   (Materiality) : واحدهای اقتصادی مجازند در خصوص اقلامی که با توجه به وضعیت، محیط و عملکرد واحد از جهت ارزش ناچیز و کم اهمیت می باشند از بکار گرفتن روشهای صحیح تئوریک اجتناب نموده  و به حای آن از روشهایی استفاده کنند که کم هزینه تر, عملی تر و راحت تر باشد.

فزونی منافع بر مخارج  (Cost-benefit Constraint): تهیه اطلاعات حسابداری باید توجیه اقتصادی داشته باشد.

خصوصیات صنعت( Industry Peculiarities): در صنایع مختلف با توجه به ویژگیها  و خصوصیات خاص آن صنعت می توان اقدام به تعدیل و با اصلاح روشهای حسابداری نموده و یا از روشهای جدیدی استفاده کرد به شرط آنکه اثبات گردد روشهای اصلاح شده و یا جدید اطلاعات سودمندتری نسبت به روشهای پذیرفته شده حسابداری ارائه نموده و یا جهت جلوگیری از نتیجه گیریهای گمراه کننده, ضروری می باشد.

 

درتهيه اين مطلب، از اين پست وبلاگ I surrender استفاده گرديده است.

+ نوشته شده توسط صادق قربانی |

خصوصيات كيفي مرتبط با محتواي اطلاعات: قابل اتكا بودن ، مربوط بودن

مربوط بودن: اطلاعاتي‌ مربوط‌ تلقي‌ مي‌شود كه‌ برتصميمات‌ اقتصادي‌ استفاده‌كنندگان‌ در ارزيابي‌ رويدادهاي‌ گذشته‌،حال‌ يا آينده‌ يا تائيد يا تصحيح‌ ارزيابيهاي‌ گذشته‌ آنها مؤثر واقع‌ شود. اطلاعات مربوط بايد داراي ارزش تاييدكنندگي و پيش بيني كنندگي باشند همچنين انتخاب‌ خاصه‌اي‌ كه‌ قرار است‌ در صورتهاي‌ مالي‌ گزارش‌ شود بايد مبتني‌بر مربوط‌بودن‌ آن‌ به‌ تصميمات‌ اقتصادي‌ استفاده‌كنندگان‌ باشد .

قابل اتكا بودن: اطلاعاتي قابل اتكاست كه داراي شرايط زير باشد: كامل بودن، احتياط، بي طرفي، بيان صادقانه، رجحان محتوا بر شكل

 

خصوصيات كيفي مرتبط با ارائه اطلاعات: قابل فهم بودن ، قابل مقايسه بودن

قابل فهم بودن: براي‌ اينكه‌ ارائـه‌ اطلاعات‌ مالي‌ قابل‌ فهم‌ باشد لازم‌ است‌ كه‌ اقلام‌ به‌نحوي‌ مناسب‌ در يكديگر ادغام‌ و طبقه‌بندي‌ شود. در ضمن توان استفاده كنندگان از صورتهاي مالي بايد در حد آگاهي‌ معقولي‌ در مورد فعاليتهاي‌ تجاري‌ و اقتصادي‌ و نحوه‌ حسابداري‌ باشد.

قابل مقايسه بودن:صورتهاي مالي يك شركت بايد با صورتهاي مالي سالهاي قبل و همچنين صورتهاي مالي واحدهاي تجاري مشابه خود قابل مقايسه باشد. براي اين منظور رعايت ثبات رويه در بكار بردن روشهاي حسابداري و همچنين افشاي مناسب رويه هاي حسابداري و ارقام مقايسه اي مورد نياز مي باشد.

 

عوامل محدودكننده خصوصيات كيفي:ملاحظات منفعت و هزينه ، به موقع بودن ، موازنه بين خصوصيات كيفي

 

+ نوشته شده توسط صادق قربانی |

معاوضه داراييها:

در معاوضه دارايي ها توجه به يک نکته الزامي است چنانچه دو دارايي که با هم معاوضه مي شوند مشابه باشند براي تعويض آنها با يکديگر شناسايي سود غير منطقي است اما بر اساس اصل احتياط کل زيان شناسايي مي گردد اما در معاوضه دارايي هاي غير مشابه کل سود و زيان معامله شناسايي مي گردد

معاوضه دارايي هاي غير مشابه:

ثبت زير انجام مي پذيرد:

بهاي تمام شده دارايي تحصيل شده

 

فرمول زير

 

استهلاک انباشته دارايي واگذار شده

 

**

 

بانک(درصورت دريافت سرک نقدي)

 

**

 

 

بهاي تمام شده دارايي واگذار شده

 

**

 

سود

 

فرمول زير

 

نکته:در ثبت بالا فرض بر دريافت سرک نقدي گذاشته شده بديهي است چنانچه سرک نقدي پرداخت شده باشد ثبت بانک بستانکار خواهد شد همينطور فرض بر سود است چنانچه زيان در ميان باشد به جاي سود بستانکار , زيان بدهکار خواهيم داشت

 

سرک نقدي پرداخت شده

+

ارزش متعارف دارايي واگذار شده

=

بهاي تمام شده دارايي تحصيل شده

سرک نقدي دريافت شده

-

 

ارزش دفتري دارايي واگذار شده

-

ارزش متعارف دارايي واگذار شده

=

سود يا زيان معاوضه

 

معاوضه دارايي هاي مشابه:

ابتدا با استفاده از فرمول زير سود يا زيان معاوضه را مشخص ميکنيم سپس بر اساس سود يا زيان ثبتهاي متفاوتي خواهيم داشت

ارزش دفتري دارايي واگذار شده

-

ارزش متعارف دارايي واگذار شده

=

سود يا زيان معاوضه

 

1-زيان:

بهاي تمام شده دارايي تحصيل شده

 

فرمول زير

 

استهلاک انباشته دارايي واگذار شده

 

**

 

زيان

 

فرمول بالا

 

بانک(درصورت پرداخت سرک نقدي)

 

 

**

 

بهاي تمام شده دارايي واگذار شده

 

**

 

نکته:در ثبت بالا فرض بر پرداخت سرک نقدي گذاشته شده بديهي است چنانچه سرک نقدي دريافت شده باشد ثبت بانک بدهکار خواهد شد

سرک نقدي پرداخت شده

+

ارزش متعارف دارايي واگذار شده

=

بهاي تمام شده دارايي تحصيل شده

سرک نقدي دريافت شده

-

 

2-سود:

الف-بودن سرک نقدي: سودي شناسايي نمي شود

بهاي تمام شده دارايي تحصيل شده

 

ارزش دفتري دارايي واگذارشده

 

استهلاک انباشته دارايي واگذار شده

 

**

 

 

بهاي تمام شده دارايي واگذار شده

 

**

 

ب-پرداخت سرک نقدي:سودي شناسايي نمي شود

بهاي تمام شده دارايي تحصيل شده

 

فرمول زير

 

استهلاک انباشته دارايي واگذار شده

 

**

 

 

بهاي تمام شده دارايي واگذار شده

 

**

 

بانک

 

**

 

سرک نقدي پرداخت شده

+

ارزش دفتري دارايي واگذار شده

=

بهاي تمام شده دارايي تحصيل شده

 

ج-دريافت  سرک کمتر از25% از ارزش مبادله:سود به تناسب بخش نقدي مبادله شناسايي مي شود

بهاي تمام شده دارايي تحصيل شده

 

فرمول زير

 

استهلاک انباشته دارايي واگذار شده

 

**

 

بانک

 

**

 

 

بهاي تمام شده دارايي واگذار شده

 

**

 

سود

 

فرمول زير

 

سود قابل شناسايي

+

سرک نقدي دريافتي

-

ارزش دفتري دارايي واگذار شده

=

بهاي تمام شده دارايي تحصيل شده

 

سرک نقدي دريافت شده

*

کل سود حاصل از معاوضه

=

سود قابل شناسايي

سرک نقدي دريافت شده

+

ارزش متعارف دارايي تحصيل شده

 

نکته:کل سود حاصل از معاوضه از تفاوت ارزش دفتري و ارزش متعارف دارائي واگذار شده بدست مي آيد

د-دريافت سرک نقدي بيشتر از 25% ارزش مبادله: در اين حالت ديگر دو دارايي از حالت مشابه خارج مي شوند و ثبتهاي حسابداري ماند تعويض دارائي هاي غيرمشابه انجام مي شود

 

مثال1:يک دارايي به لرزش دفتري 600 ريال با دارايي مشابه ديگري به ارزش متعارف 800 ريال معاوضه و مبلغ 200 ريال وجه نقد دريافت مي شود دارايي تحصيل شده معادل چند ريال در دفاتر ثبت مي شود

پاسخ:

ارزش دارايي واگذاري                                                                            1000=200+800

سود مبادله                                                                                            400=600-1000

با توجه به اينکه سود مبادله کمتر از25% است و سرک نقدي دريافت شده است

سود قابل شناسايي                                                                          80=(200+800)/200*400

ارزش دارايي تحصيل شده                                                                 480=800+200-600

مثال2:يک شرکت فروشنده اتومبيل ,اتومبيل خود را با يک دستگاه رايانه معاوضه کرد ساير اطلاعات در تاريخ31 خرداد 1377 در ارتباط با اين رويداد به شرح زير است:

ارزش دفتري اتومبيل                                                  30000

قيمت فروش اتومبيل بر اساس سياهه                        45000

ارزش متعارف رايانه                                                     43000

سرک نقدي پرداخت شده                                            5000

سود ناشي از معاوضه را محاسبه کنيد

پاسخ:

ارزش متعارف اتومبيل                                                                           38000=5000-43000

سود ناشي از معاوضه                                                                           8000=30000-38000

چون معاوضه غير مشابه است ملاک ارزش متعارف دارايي واگذار شده است

مثال3:تجهيزاتي به ارزش دفتري150 ريال و ارزش متعارف 170 ريال همراه با پرداخت30 ريال سرک نقدي واگذار و در عوض ماشين الاتي به ارزش روز 210 ريال دريافت گرديد بهاي تمام شده دارايي تحصيل شده چند ريال است:

پاسخ:معاوضه دارايي غير مشابه

سود معاوضه                                                                                   20=150-170

بهاي تمام شده ماشين آلات                                                           200=20+30+150

ثبت روزنامه:

ماشن الات                                                    200

               تجهيزات                                                     150

               نقد                                                              30

                سود معاوضه                                              20

مثال4:شرکتي ماشين الاتي به ارزش دفتري125 ريال و ارزش متعارف100 ريال با يک قطعه زمين به ارزش متعارف230ريال معاوضه کرد در اين معاوضه مبلغ 120 ريال نيز نقدا پرداخت نمود ثبت حسابداري:

 زيان معاوضه                                                                       25-=125-100

بهاي تمام شده زمين                                                         220=25-120+125

 

زمين                                              220

زيان معاوضه                                     25

                  ماشين الات                           125

                   نقد                                       120

مثال5: در معاوضه دارايي هاي ثابت مشابه ارزش دفتري دارايي واگذار شده 11000 سرک نقدي دريافت شده 3000ارزش روز دارايي تحصيل شده7000 ريال است ثبت حسابداري:

پاسخ:

زيان معاوضه                                           1000-=11000-3000+7000

بهاي تمام شده دارايي تحصيل شده                  7000=1000-3000-11000

 

داراي ثابت جديد                          7000

نقد                                            3000

زيان معاوضه                                1000

                  دارايي ثابت قديم                         11000

 

+ نوشته شده توسط صادق قربانی |

 در بحث اندازه گيری موجوديها دو هدف عمده وجود دارد:

1-اندازه گيری بهای تمام شده کالای فروش رفته(که از اين به بعد ب ت ک ف ناميده می شود)

2-اندازه گيری مبلغ موجوديی که در پايان دوره در انبار باقی مانده است

روشهای اصلی اندازه گيری موجودی:

1-ميانگين موزون (متحرک)

2-FIFOاولين صادره از اولين وارده

3-LIFOآخرين صادره از اولين وارده

 روش ميانگين موزون(متحرک):

الف-سيستم ادواری: در اين سيستم از قيمت ميانگين موزون يک واحد کالا برای دوره استفاده می شود. قيمت ميانگين موزون يک واحد از تقسيم جمع بهای تمام شده کالاهای آماده برای فروش به تعداد کالاهای آماده برای فروش به دست ميايد.با ضرب قيمت ميانگين يک واحد در تعداد کالاهای فروش رفته و موجودی پايان دوره ميتوان مبلغ ب ت ک ف و موجودی پايان دوره را بدست آورد.

ب-سيستم دائمی: در اين سيستم از ميانگين متحرک يک واحد استفاده می شود به اين صورت که بعد از هربار خريد برای هر واحد يک قيمت ميانگين جديد محاسبه شده(از تقسيم جمع بهای تمام شده کالاهای آماده برای فروش در آن تاريخ به تعداد کالاهای آماده برای فروش در آن تاريخ) و تا زمانی که محموله جديدی خريداری نشده است برای کالاهای خروجی از انبار از اين نرخ استفاده می شود.

روشFIFO:

در اين روش فرض بر اين است که کالاهايی که زودتر به انبار وارد شده اند زودتر هم از انبار خارج می شوند

روشLIFO:

در اين روش فرض بر اين است هر کالايی که ديرتر به انبار وارد شود زودتر هم از انبار خارج خواهد شد.

مثال:

گردش کالا در شرکت نمونه:

           شرح                            تعداد                 قيمت واحد               قيمت کل

موجودی ابتدای دوره1/1/84         50                        10                     500

خريد در1/3/84                         20                         12                    240

فروش در 1/7/84                       25                       

خريد در  1/10/84                      5                          17                      85

فروش در 1/12/84                     10

طبق روشهای مختلف و در سيستمهای مختلف ميزان بهای تمام شده را محاسبه می کنيم

1-روش ميانگين:

 

الف-سيستم ادواری:

 

بهای تمام شده کالاهای آماده برای فروش

  825=85+240+500

تعداد کالاهای آماده برای فروش                                          

75=5+20+50

قيمت ميانگين                           

11=75/825

بهای تمام شده کالای فروش رفته                                        

385=11*(10+25)

موجودی پايان دوره                                                        

440=11*40

ب-سيستم دائمی:

 

بهای تمام شده کالاهای آماده برای فروش در1/7/84               

740=240+500

تعداد کالاهای آماده برای فروش در 1/7/84                           

70=20+50

قيمت ميانگين در1/7/84                                                   

10.6=70/740

بهای تمام شده کالای فروش رفته در1/7/84                            

265=25*10.6

تعداد موجودی در 1/7/84    

45=25-20+50

مبلغ موجودی در 1/7/84                                                  

475=45*10.6

بهای تمام شده کالاهای آماده برای فروش در1/12/84             

560=475+85

تعداد کالاهای آماده برای فروش در 1/12/84                        

50=5+45

قيمت ميانگين در1/12/84

11.2=50/560

بهاي تمام شده كالاي فروش رفته در1/12/84

112=10*11.2

بهاي تمام شده كالاي فروش رفته در سال84

377=112+265

تعداد موجودي پايان دوره سال84

40=10-5+25-20+50

بهاي موجودي پايان دوره سال 84

448=40*11.2

2-روشFIFO

 

الف-سيستم ادواري:

 

تعداد كالاهاي فروش رفته

(تماما از محل موجودي ابتداي دوره)

35=10+25

بهاي تمام شده كالاي فروش رفته در سال84

350=10*35

تعداد موجودي پايان دوره

40=10-5+25-20+50

سهم موجودي پايان دوره از خريد1/10/84

85=17*5

سهم موجودي پايان دوره از خريد1/3/84

240=12*20

سهم موجودي پايان دوره از موجودي ابتداي دوره

(15=5-20-40)

150=10*15

جمع موجودي پايان دوره

475=150+240+85

ب-سيستم دائمي:

 

بهای تمام شده کالای فروش رفته در1/7/84 

(از محل موجودي ابتداي دوره)                          

250=10*25

بهاي تمام شده كالاي فروش رفته در1/12/84

(از محل موجودي ابتداي دوره)

100=10*10

بهاي تمام شده كالاي فروش رفته در سال84

350=100+250

موجودي در1/1/84

500=10*50

موجودي در1/3/84

740=500+(12*20)

موجودي در1/7/84

490=(10*25)-740

موجودي در1/10/84

575=490+(17*5)

موجودي در1/12/84(موجودي پايان دوره)

475=(10*10)-575

3-روشLIFO

 

الف-سيستم ادواري:

 

تعداد كالاهاي فروش رفته

35=10+25

سهم بهاي تمام شده كالاي فروش رفته از خريد1/10/84

85=17*5

سهم بهاي تمام شده كالاي فروش رفته از خريد1/3/84

240=12*20

سهم بهاي تمام شده كالاي فروش رفته از موجودي ابتداي دوره

100=10*10

بهاي تمام شده كالاي فروش رفته در سال84

425=100+240+85

تعداد موجودي پايان دوره

40=10-5+25-20+50

موجودي پايان دوره(تماما از محل موجودي ابتداي دوره)

400=10*40

ب-سيستم دائمي:

 

بهاي تمام شده كالاي فروش رفته در1/7/84

290=(10*5)+(12*20)

بهاي تمام شده كالاي فروش رفته در1/10/84

135=(10*5)+(17*5)

بهاي تمام شده كالاي فروش رفته در سال84

425=135+290

موجودي در1/1/84

500=10*50

موجودي در1/3/84

740=500+(12*20)

موجودي در1/7/84

450=(10*5)+(12*20)-740

موجودي در1/10/84

535=450+(17*5)

موجودي در1/12/84(موجودي پايان دوره)

400=(10*5)+(17*5)-535

 

در مثال بالا براي روشLIFOمبالغ مربوط به سيستمهاي دائمي و ادواري مساوي شد اما هميشه اينگونه نيست فرض كنيد در مثال بالا در تاريخ1/12/84 هيچ كالايي از انبار خارج نمي شد محاسبات براي روشLIFOبه شرح زير تغيير مي يافت:

الف-سيستم ادواري:

 

سهم بهاي تمام شده كالاي فروش رفته از خريد1/10/84

85=17*5

سهم بهاي تمام شده كالاي فروش رفته از خريد1/3/84

240=12*20

بهاي تمام شده كالاي فروش رفته در سال84

325=240+85

تعداد موجودي پايان دوره

50=5+25-20+50

موجودي پايان دوره(تماما از محل موجودي ابتداي دوره)

500=10*50

ب-سيستم دائمي:

 

بهاي تمام شده كالاي فروش رفته در سال84

290=(10*5)+(12*20)

موجودي در1/1/84

500=10*50

موجودي در1/3/84

740=500+(12*20)

موجودي در1/7/84

450=(10*5)+(12*20)-740

موجودي در1/10/84(موجودي پايان دوره)

535=450+(17*5)

 

مي بينيم كه در اين مساله مبالغ مربوط به سيستمLIFOدر دو سيستم دائمي و ادواري متفاوت شد.

نکات مهم:

1-روشFIFOدرسيستمهای ادواری و دائمی نتايج يکسانی بدست ميدهد در صورتی که دو روش ديگر فاقد اين خصوصيت می باشند.

2-در روشLIFOبا فرض تورمی بودن اقتصاد:

موجودی پايان دوره بر اساس سيستم دائمی <= موجودی پايان دوره براساس سيستم ادواری

ب ت ک ف بر اساس سيستم ادواری <= ب ت ک ف براساس سيستم دائمی

3-با فرض شرايط تورمی اقتصاد:

موجودی پايان دورهFIFO  =< موجودی پايان دوره براساس روش ميانگين=< موجودی پايان دورهLIFO

ب ت ک فLIFO   =< ب ت ک ف روش ميانگين =< ب ت ک فFIFO

سود و ماليات نيز در شرايط تورمی از روند موجودی پايان دوره پيروی می کنند

4-هنگامی که گردش اقلام موجودی بسيار زياد است نتايج به کارگيری روش ميانگين مشابه نتايج روشFIFOاست

5-يکی از معايب روشFIFOعدم رعايت دقيق اصل تطابق هزينه ها با درامدهای همان دوره می باشد در حالی که در روشLIFOاين مشکل وجود ندارد

6-يکی از مزايای سيستمFIFOتطابق جريان هزينه با گردش فيزيکی موجوديها می باشد

7-مشکل اصلی روشLIFOوقتی است که موجودی سال پايه (موجودی ابتدای دوره اولين سالی که روشLIFOدرشرکت مورد استفاده قرار گرفته است)دچار تغيير شود.

8-طبق استانداردهای حسابداری ايران استفاده از روشLIFOمجاز نمی باشد

9-معمولا در شرکتهای بزرگ ايرانی از روش ميانگين متحرک استفاده می شود.

 

+ نوشته شده توسط صادق قربانی |

پيشامدهاي احتمالي:به وضعيتي اطلاق مي گردد كه در تاريخ ترازنامه وجود داشته است و نتيجه آن تنها در صورت وقوع يا عدم وقوع يك يا چند رويداد نامشخص اتي تعيين خواهد شد

در نوع شناسايي پيشامدهاي احتمالي 2 عنصر مهم تعيين كننده مي باشند:احتمال وقوع و مبلغ

انواع پيشامدهاي احتمالي:دارايي احتمالي يا كاهش بدهي احتمالي و بدهي احتمالي يا كاهش احتمالي دارايي

دارايي احتمالي يا كاهش بدهي احتمالي:

1-وقوع آن محتمل باشد:ذخيره درنظر نمي گيريم امادر يادداشتهاي پيوست صورتهاي مالي افشا مي كنيم

2-وقوع آن ممكن باشد:نه ذخيره درنظر مي گيريم و نه در يادداشتهاي پيوست افشا مي كنيم

3-وقوع آن بعيد باشد: نه ذخيره درنظر مي گيريم و نه در يادداشتهاي پيوست افشا مي كنيم

بدهي احتمالي يا كاهش احتمالي دارايي

1-وقوع آن محتمل باشد:

چنانچه مبلغ آن به صورت اتكاپذير مشخص باشد:ذخيره لازم در صورتهاي مالي منظور گردد.

چنانچه مبلغ آن به صورت اتكاپذير مشخص نباشد:ذخيره درنظر نمي گيريم امادر يادداشتهاي پيوست صورتهاي مالي افشا مي كنيم.

 2-وقوع آن ممكن باشد: ذخيره درنظر نمي گيريم اما در يادداشتهاي پيوست صورتهاي مالي افشا مي كنيم.

3-وقوع آن بعيد باشد: نه ذخيره درنظر مي گيريم و نه در يادداشتهاي پيوست افشا مي كنيم.

مساله:

اگر شركت شاكي در سال 1*13 بر عليه شركت متهم اقامه دعوي كرده باشد و وكيل شركت شاكي دريافت مبلغي حدود 100ميليون ريال و وكيل شركت متهم پرداخت جريمه اي ميان 70 تا 180 ميليون ريال (به احتمال قوي حدود 120 ميليون ريال) را محتمل مي دانند. با توجه به عدم صدور راي دادگاه تا تاريخ تهيه صورتهاي مالي سال 1*13 اثرات ناشي از اين امر را برصورتهاي مالي طرفين را بنويسيد:

پاسخ:

شركت شاكي هيچ گونه مبلغي را در حسابها ثبت نمي كند اما مي تواند موضوع را در يادداشتهاي پيوست صورتهاي مالي افشا كند

شركت متهم مبلغ 70 ميليون ريال ذخيره در حسابها منعكس و مبلغ 110ميليون ريال را نيز به عنوان بدهي احتمالي در يادداشتها صورتهاي مالي افشا مي كند.

نحوه افشا در صورتهاي مالي:

بايد قبل از ملاحظات مالياتي افشا شود اگر اثرات مالياتي آن هم قابل اندازه گيري باشد بايد محاسبه و در يادداشتها افشا گردد.

روشهاي حسابرسي بدهيهاي احتمالي:

1-تاييديه وكيل حقوقي صاحبكار گرفته شود.

2-تاييديه مديريت صاحبكار مبني بر افشا و ثبت كليه بدهيهاي احتمالي گرفته شود.

3-حسب مورد تاييديه از مراجع ذيصلاح گرفته شود.

4-تاييديه از بانكها و موسسات اعتباري طرف حساب شركت گرفته شود.

5-بررسي صورتجلسات هيات مديره تا تاريخ تكميل رسيدگيها

احتماليهاي مربوط به مخاطرات عمومي:

معرف زيانهايي هستند كه در آينده ممكن است رخ دهند مانند اعتصاب كاركنان ،گران شدن مواد اوليه .در حالي كه پيشامدهاي احتمالي مربوط به وقايعي است كه در گذشته رخ داده اما هنوز نتيجه آن معلوم نيست.

احتماليهاي مربوط به مخاطرات عمومي نبايد در صورتهاي مالي افشا شود يا برايشان ذخيره اي در نظر گرفته شود زيرا وقايعي كه منجر به زيان شود هنوز رخ نداده است.

نكته :عدم پوشش بيمه اي دارائيها يك احتمالي مربوط به مخاطرات عمومي است و نبايد در صورتهاي مالي افشا شود.

  General risk contingencies                          احتماليهاي مربوط به مخاطرات عمومي      

  Contingent liabilities                                       بدهيهاي احتمالي                   

  Unasserted claims                                                            دعاوي احتمالي   

  Loss contingencies                                                         زيانهاي احتمالي    

 

 

 

+ نوشته شده توسط صادق قربانی |