مفاهیم و مقدمات بازارهای آتی و اوراق خرید معامله

قراردادهاي آتي  futures contract : قرارداد آتي توافقنامه اي مبتني بر خريد يا فروش دارايي در زمان معين در آينده و با قيمت مشخص است.

  يك سرمايه گذار ممكن است، در ماه مارس به كارگزار خود خريد5000 بوشل ذرت را به تحويل در ماه ژوئيه سفارش دهد. اين دستور باید فوراً به يك معامله گر منتقل شود. امکان دارد، همزمان سرمايه گذار ديگري در كنزاس به كارگزار خود، فروش 5000 بوشل ذرت را به تحويل ماه ژوئيه سفارش دهد. اين سفارشات نيز بايد به معامله گر بورس شيكاگو منتقل شود. با ملاقات حضوري دو معامله گر و توافق بر سر قيمت معين، اين معامله انجام ميشود.

 در اين حالت گفته میشود، سرمايه گذار نيويوركي كه توافق كرده است، تا غلات تحويل ماه ژوئيه را بخرد، به اصطلاح موقعيت يا موضع معاملاتي خريد را و سرمايه گذار ديگر كه توافق كرده است، تا غلات تحويل ماه ژوئيه را بفروشد، اصطلاحاً موضع معاملاتي فروش اتخاذ كرده است. قيمت مورد توافق طرفين را قيمت قرارداد آتي میگويند.

 موضع معاملاتي خريد long Position: در بازار آتي، افرادي كه مبادرت به خريد قرارداد آتي كنند، به گونه ا ي كه متعهد شوند، در تاريخ انقضا دارايي پايه را تحويل بگيرند، اصطلاحاً میگوییم در موضع معاملاتي خريد قرار گرفته اند.

 موضع معاملاتي فروش Short Position: به موقعيت فردي كه قرارداد فروش اوراق بهادر، كالا، ارز و مانند اين ها را منعقد كرده، در حالي كه فاقد آن است، اصطلاحاً short مي گويند.

 بازار فرابورس over–the–counter market (OTC): در كنار بازارهاي سازمان يافته بورس، مجموعه ای از بازارهاي فرابورس وجود دارند؛ كه برخلاف بورسها كه از نظر فيزيكي مكان معيني دارند، اين بازارها، به صورت شبكهاي مبتني بر ارتباطات تلفني و رايانه اي هستند كه معامله گراني را به همديگر مرتبط ميسازند كه نميتوانند به طور حضوري با هم ارتباط برقرار كنند. معمولاً، مكالمات تلفني در بازارهاي فرابورس ضبط مي شوند و در دعاوي حقوقي يا در موارد اختلاف برانگيز بين معامله كنندگان، مورد استناد قرار ميگيرند.

 پيمانهاي آتي Forward Contracts:  پيمان آتي از آن جهت كه توافقي است مبتني بر خريد يا فروش يك دارايي در زماني معين در آينده و با قيمت مشخص، شبيه قرارداد آتي است. اما وجه تمايز اين دو درآن است، كه قراردادهاي آتي در بورس معامله ميشوند و پيمان هاي آتي در بازارهاي فرابورس. مورد معامله، در پيمانهاي آتي اغلب، ارزهاي خارجي هستند.

 قراردادهاي اختيار معامله Option: به طور كلي، ميتوان حق اختيار معامله را به دو دسته تقسيم كرد اختيار خريد و اختيار فروش. يك اختيار خريدCall Option  در واقع اين حق (و نه الزام) را به دارنده آن ميدهد، كه دارايي موضوع قرارداد را با قيمت معين و در تاريخ مشخص يا قبل از آن، بخرد.به همين ترتيب، يك اختيار فروش Put Option به دارنده آن این حق را ميدهد، كه دارايي موضوع قرارداد را با قيمت معين و در تاريخ مشخصي و يا قبل از آن بفروشد. قيمتي را كه درقرارداد ذكر ميشود، قيمت توافقی يا قيمت اعمال exercise price (strike price) گويند. و تاريخ ذكر شده در قرارداد را، اصطلاحاً تاريخ انقضا يا سررسيد اختيار معامله  Exercise date or expiration date or maturity مي گويند.

 اختيار خريد يا فروش، هر كدام به دو حالت اروپايي و آمريكايي تقسيم ميشود. قرارداد اختيار اروپايي European option فقط در تاريخ سررسيد قابليت اعمال دارد. در حالي كه قرارداد اختيار آمريكاييAmerican option در هر زماني قبل از تاريخ سررسيد يا در تاريخ سررسيد قابل اعمال است.

 يك ورقه اختيار معامله به دارنده آن حق يا اختيار انجام كاري را ميدهد؛ نه اينكه او را ملزم به انجام كاري كند. اين ويژگي، وجه تمايز ورقه اختیار معامله از قراردادهای آتي است.

 انواع معامله گران: سه گروه مهم معامله گران در بازارهاي قراردادهاي آتي، پيمانهاي آتي و قراردادهاي اختيار معامله عبارتند از: پوشش دهندگان ريسك، سفته بازان و آربيتراژگران.

  پوشش دهندگان ريسك Hedgers : پوشش دهندگان ريسك در موقعيتي هستند كه در معرض ريسك مرتبط با تغيير قيمت دارايي اند. آنها از قراردادهاي فوق براي كاهش يا حذف اين ريسك استفاده مي كنند. در پوشش ريسك هزينه يا قيمت دريافتي بابت دارايي پايه، تضمين مي شود ولي اينكه نتيجه ناشي از پوشش ريسك بهتر از حالت، عدم پوشش ريسك باشد، هيچ اطميناني وجود ندارد.

مثالی در مورد پوشش ريسك با استفاده از پيمان هاي آتي: شركت اول باید در ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۰ بابت خرید کالا از شرکت انگلیسی مبلغ ۱۰ میلیون پوند پرداخت نماید. شركت دوم در ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۰ مبلغ ۳۰ میلیون پوند از مشتری انگلیسی خود دریافت خواهد نمود. نرخ هاي بازار نشان می دهد که استرلینگ سه ماهه آینده را میتوان به ازای هر پوند انگلیس، 5144/1 دلار فروخت و به ازای هر پوند انگلیس، 5149/1 دلار خریداری نمود.

 راهبرد پوشش ريسك شركت اول: خرید مبلغ ۱۰ میلیون پوند در بازار پیمان آتی سه ماهه، به منظور تثبیت نرخ مبادله ارزها در نرخ 5149/1 دلار برای مبلغ استرلینگی که خواهد پرداخت.

 راهبرد پوشش ريسك شركت دوم: فروش مبلغ 30 میلیون پوند در بازار پیمان آتی سه ماهه، به منظور تثبیت نرخ مبادله ارزها در نرخ 5144/1 دلار برای مبلغ استرلینگی که دريافت خواهد نمود.

 مثالی در خصوص پوشش ريسك با استفاده از اختيار معاملات: یک سرمایه گذار1000 سهم مایکروسافت را در اختیار دارد و میخواهد خود را در برابر کاهش احتمالی قیمت سهام در طی دو ماه آینده پوشش دهد. قیمت فعلی سهام مایکروسافت 73 دلار و قیمت اختیار فروش با سررسید در جولای و قیمت توافقی، 65 دلار، معادل 5/2 دلار مي باشد. این شخص ۱۰ قرارداد اختیار فروش (هر قرارداد براي 100 سهم) با هزینه 2500 دلار خریداری مینماید. سرمایه گذار این حق را دارد که در طول دو ماه آینده1000 سهم را حداقل به قیمت 65000 دلار بفروشد.با اينكه انتخاب اين استراتژی2500 دلار هزينه در بردارد، ولي در عوض تضمين ميكند، كه حداقل قيمت فروش سهام براي هر سهم تا زمان سررسيد اختيار، ۶۵ دلار باشد. اگر قيمت بازار سهام کاهش يابد، شخص ميتواند اختيار فروش را اعمال كند و 65000 دلار بابت فروش سهام دريافت كند، كه با كسر هزينه 2500 دلار برای خريداختيار معامله، درآمد خالص وي، مبلغ62500 دلار مي شود. اگر قيمت بازار بیش از۶۵ دلار شود، اختيار فروش اعمال نميشود و منقضي ميگردد.            

 با اين دو مثال تفاوت بين پيمانهاي آتي و اختيار معاملات براي پوشش ريسك، آشكار ميشود. پيمان هاي آتي براي ايجاد حالت بي تفاوتي نسبت به ريسك طراحي شده ا ند؛ يعني قيمتي را كه پوشش دهنده ريسك برای دارايي پايه دريافت مي كند يا مي پردازد، تثبيت مي كنند. در مقابل، قراردادهاي اختيار معامله تضمين ايجاد ميكنند. این قراردادها براي سرمايه گذاران اين امكان را فراهم ميکنند، که تا خود را در مقابل حركت نامطلوب قيمت، محافظت كنند و در عين حال، از حركت مطلوب قيمتها منتفع شوند. برخلاف پيمانهاي آتي، برای ورود در قراردادهاي اختيار معاملات هزينه هايی جهت قيمت اختيار معامله پرداخت میشود.

 سفته بازان Speculate : سفته بازان تمايل دارند كه حركت آتي قيمت دارايي را پيش بيني كنند. قراردادها و پيمانهاي آتی و اختيار معاملات نوعي اهرم ايجاد ميكند. بنابراین سود يا زيان بالقوه آنها افزايش مي يابد.

 مثالی در مورد سفته بازي با استفاده از قراردادهاي آتي: سرمایه گذار بر این باور است که پوند انگلیس در برابر دلار آمریکا در طول دو ماه بعد تقویت خواهد شد و براساس همین پیش بینی میخواهد دست به سفته بازی بزند.

 راهبردهای پیشنهادی:

 1- 250000 پوند با قيمت 411750 دلار بخرد و در حسابی که به آن بهره تعلق میگیرد، سپرده گذاری نماید، به این امید که بعد از دو ماه میتواند آن را به مبلغ گرانتری بفروشد و سود خود را بردارد.

 2- در ۴ قرارداد آتی آوریل (هر قرارداد 62500 پوند)، موضع معاملاتی خرید اتخاذ نماید. این کار باعث ایجاد تعهد سرمایه گذار نسبت به خريد 250000 پوند با قيمت 410250 دلار در ماه آوريل می شود. چنانچه نرخ مبادله ارزها در ماه آوریل بیشتر از 641/1 باشد  سرمایه گذار سود خواهد برد.

 نتایج احتمالی:

 1- اگر نرخ مبادله ارزها در طول دو ماه به 7/1 برسد، سرمایه گذار با اتخاذ راهبرد اول 13250 دلار و با اتخاذ راهبرد دوم 14750 ذلار سود مي برد.

 2- اگر نرخ مبادله ارزها در طول دو ماه به 6/1 برسد، سرمایه گذار با اتخاذ راهبرد اول 11750 دلار و با اتخاذ راهبرد دوم 10250 دلار زيان مي كند.

 اين دو گزينه اختلاف كمي را در مقدار سود يا زيان در دو حالت مبادله، در بازار نقدي يا بازار آتي، نشان مي دهد. ولي با احتساب بهره در محاسبات باعث مي شود كه سود يا زيان در دو حالت فوق، يكسان باشند. با اين حساب، تفاوت دو گزينه فوق در چيست؟ گزينه اول به يك سرمايه گذاري و پيش پرداخت مبلغ 411750 دلار نیاز دارد. در حالی كه در گزينه دوم، فقط كمي نقدينگي يعني 25000 دلار لازم است.

 مثالی از سفته بازي با استفاده از اختیار معاملات: فرض كنيد الان ماه اكتبر است و يك سفته باز پیش بینی ميكند، كه ارزش شرکت آمازون در دو ماه آینده افزايش خواهد يافت. قيمت سهام فوق در حال حاضر، ۴۰ دلار است و يك اختيار خريد دو ماهه با قيمت اعمال ۴۵ دلار، به قيمت ۲ دلار فروخته ميشود. دو راهكار را براي يك سفته باز با سرمايه ۴۰۰۰ دلار وجود دارد: گزينه اول اين است كه ۱۰۰ سهم بخرد. گزينه دوم شامل خريد ۲۰۰۰ اختيار خريد است. فرض كنيد پيش بيني سفته باز درست باشد و قيمت سهم آمازون در ماه دسامبر به 70 دلار برسد. گزينه اول كه خريد سهام بود، 3000 دلار سود ايجاد مي كند اما گزينه دوم بسيار سودآورتر است. يك اختيار خريد بر روي سهام آمازون با قيمت توافقي ۴۵ دلار، درآمدی معادل ۲۵ دلار نصيب سفته باز ميكند، چرا كه ورقه اختيار خريد، او را قادر مي سازد، كه سهام ۷۰ دلاري را با قيمت ۴۵ دلار بخرد. كل سودی كه در روش دوم نصيب سفته باز ميشود 46000 دلار است.

 بنابراين سود حاصل از انتخاب استراتژی اختيار خرید، بيشاز ۱۵ برابر سود حاصل در انتخاب استراتژی خريد سهام است. در ضمن، توجه كنيد كه اوراق اختيار خرید، ميزان زيان بالقوه را نيز افزايش مي دهد.

 آربيتراژگران: آربيتراژگران از مزاياي تفاوت قيمت بين دو يا چند بازار مختلف استفاده ميكنند. آربيتراژ عبارت است از فرصت دستيابي به سود بدون ريسك،از طریق ورود همزمان در دو يا چند بازار. فرض كنيد، سهامي همزمان در بورس سهام نيويورك و بورس سهام لندن معامله مي شود. همچنين فرض كنيد، قيمت اين سهام در بورس نيويورك ۱۷۲ دلار و در بورس لندن ۱۰۰ پوند است. اگر نرخ مبادله پوند و دلار، برابر 75/1 دلار براي هر پوند باشد، آنگاه آربيتراژگر ميتواند با خريد مثلاً ۱۰۰ سهام از بورس نيويورك و فروش آن سهام در بازار لندن به سود بدون ريسك 300 دلار دست پيدا كند.

 

 اين متن خلاصه اي است از فصل اول كتاب مباني مهندسي مالي و مديريت ريسك نوشته جان هال و ترجمه سجاد سياح و علي صالح آبادي است كه بر خواندن مثالهاي بيشتر و درك بهتر مفاهيم لازم است حتما به كتاب مراجعه گردد.

بررسي صورتهاي مالي شركت نمونه

بسمه تعالي

بررسي صورتهاي مالي شركت نمونه:

با سلام

شرمنده از تاخير چند هفته اي خودم براي جبران اين تاخير مطلب بلند بالايي را نوشتم كه قبل از خواندن آن ذكر دو مطلب ضروري است:

1-اين ارقام از صورت مالي يكي از شركتهاي ايراني عيناً نقل شده است و براي اشنايي بافضاي شركتهاي ايراني بسيار مفيد است.

2-تجزيه و تحليل كار خودم است و انتظار من اين است كه دوستان خوبم هرگونه پيشنهاد و انتقادي را كه نسبت به اين مطلب دارند برايم به عنوان نظر بگذارند.

      شرح                 

سال81

سال82     

درصد افزايش

نسبت به كل دارائي

كل دارائيها              

5466

5851

7%

100%

كل بدهيها               

674

914

36%

16%

دارائي جاري

1327

1980

49%

34%

بدهي جاري

616

821

33%

14%

دارائي آني

491

705

48%

12%

موجودي كالا

571

862

51%

15%

درآمد

2101

2450

17%

42%

بهاي تمام شده

1895

2241

18%

38%

سود ناخالص

206

209

1%

4%

سود خالص

48

45

6%-

1%

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

با توجه به ارقام ذكر شده در جدول بالا نسبتهاي مالي شركت نمونه را به شرح صفحه بعد محاسبه مي كنيم:

شرح

سال81

سال82

درصد تغييرات

نسبت جاري

15/2

41/2

26/0

نسبت آني

80/0

77/0

03/0-

نسبت بدهي

12/0

16/0

04/0

گردش موجودي

32/3

60/2

72/0-

گردش كل دارائيها

38/0

42/0

04/0

بازده مجموع دارائيها

009/0

008/0

001/0-

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نسبت جاري: اين نسبت نشان دهنده قدرت مالي شركت جهت بازپرداخت بدهي هاي جاري خود از محل دارائيهاي جاري در اختيار مي باشد و براي سال 82 به ميزان41/2 و براي سال 81 به ميزان 15/2 مي باشد. معمولا متوسط اين نسبت  2 مي باشد وعدد 41/2 براي شركت نمونه مقدار مناسبي مي باشد.اما براي نتيجه گيري درباره وضعيت نقدينگي شركت بهتر است به دو نسبت جاري و آني به طور همزمان توجه شود.

دارائي جاري

=

نسبت جاري

بدهي جاري

 

  • نسبت آني: اين نسبت نشان دهنده قدرت مالي شركت جهت بازپرداخت بدهي هاي جاري از طريق دارائيهاي جاري شركت منهاي موجودي كالا و پيش پرداخت(كه قابليت نقدينگي كمتري دارند)مي باشد و براي سال 82 به ميزان77/0 و براي سال 81 به ميزان 80/0 مي باشد.  متوسط اين نسبت با يك برابر مي باشد و عدد 77/0 براي شركت نمونه مقدار مناسبي به نظر نمي رسد و چنانچه همه طلبكاران جاري شركت با هم بازپرداخت بدهي خود را خواستار شوند شركت قادر به بازپرداخت اين مبالغ از دارائيهاي آني خود نمي باشد.با توجه به مطلوب بودن ميزان نسبت جاري و نامطلوب بودن ميزان نسبت آني  مي توان نتيجه گيري كرد كه موجودي كالا و پيش پرداخت بخش اعظمي از دارائي جاري شركت را تشكيل مي دهند (64%) و از آنجا كه قابليت نقدينگي اين اقلام بسيار كم مي باشد نمي توان نسبت جاري را زياد مورد توجه قرار داد.

دارائي آني

=

نسبت آني

بدهي جاري

  • نسبت بدهي: اين نسبت كل وجوهي كه از طريق بدهي ها تامين شده است نشان مي دهد باشد و براي سال 82 به ميزان 77/0 و براي سال 81 به ميزان 80/0 مي باشد. بر اين اساس در سال 82 منابع مالي شركت 16 درصد از طريق بدهي و 84 درصد از طريق حقوق صاحبان سهام تامين شده كم بودن اين نسبت نشانگر اين موضوع است كه ريسك مالي شركت پايين مي باشد و وام دهندگان براي اعطاي وام به شركت مشكلي ندارند اما از طرف ديگر پايين بودن اين نسبت عدم توانايي شركت را براي جذب منابع از طريق ديگري غير از سهامداران نشان مي دهد.   

كل دارائيها

=

نسبت بدهي

كل بدهيها

 

  • گردش موجودي: اين نسبت گردش موجودي كالاي شركت يعني تعداد دفعاتي كه شركت موجودي كالاي خود را مورد استفاده مي دهد را نشان مي دهد و براي سال 82 به ميزان 60/2 و براي سال 81 به ميزان 32/3 مي باشد. به طور معمول گردش زيادتر موجودي ها در صورت ثابت ماندن ساير عوامل مطلوبتر از گردش پايين تر مي باشد البته بايد به تاثير عوامل ديگر تشكيل دهنده بهاي تمام شده نيز توجه كرد. با توجه به افزايش ميزان موجودي پايان دوره سال 82 نسبت به سال 81  واز طرف ديگر كاهش نسبت گردش موجودي در سال 82 نسبت به سال 81 به نظر مي رسد دلايل اين كاهش مورد بررسي قرار گيرد.

بهاي تمام شده

=

گردش موجودي

موجودي پايان دوره

  •  
  • گردش كل دارائيها:اين نسبت بيانگر ارتباط درامدهاي شركت و ميزان دارايي هاي شركت مي باشد و براي سال 82 به ميزان 42/0 و براي سال 81 به ميزان 38/0 مي باشد. و افزايش اين نسبت در سال 82 نسبت به سال 81 مي تواند نشانگر افزايش ميزان فعاليت يكي از بخشهاي شركت باشد.

درامد

=

گردش كل دارائيها

كل دارائيها

 

  • بازده مجموع دارائيها: اين نسبت بيانگر ارتباط بين حجم سرمايه گذاري شركت و سود خالص شركت مي باشد و براي سال 82 به ميزان 008/0 و براي سال 81 به ميزان 009/0 مي باشد.محاسبه اين نسبت با توجه به ارقام موجود در صورتهاي مالي انجام شده است. ارقام مربوط به اين نسبت براي شركت با توجه به اينكه نرخ تورم در سال 82 بر اساس اعلام بانك مركزي 8/13% بوده و همچنين حداقل نرخ سود پرداختي بانكها به سپرده هاي بلند مدت به ميزان 17%  مي تواند نگران كننده باشد.نكته ديگري كه ذكر آن ضروري به نظر مي رسد اين است كه باتوجه به نرخ تورم واقعي در كشور ما حداقل درامد كسب شده در طول سال براي شركت بايد در حد بهاي تمام شده به اضافه 50% دارائيهاي شركت باشد در حالي كه در سال 82 ميزان درامد شركت برابر با بهاي تمام شده به اضافه 4% دارائيهاي شركت مي باشد

سود خالص

=

بازده مجموع دارائيها

كل دارائيها